RUMI|اخبار و مقالات|نگاهی به مجموعه سخنرانی‌های دکتر آذرخش مکری درمورد کمال‌گرایی

نگاهی به مجموعه سخنرانی‌های دکتر آذرخش مکری در مورد کمال‌گرایی

پوستر نگاهی به مجموعه سخنرانی‌های دکتر آذرخش مکری در مورد کمال گرایی - مژده کتاب (60)

 

نگاهی به مجموعه سخنرانی‌های دکتر آذرخش مکری

در مورد کمال‌گرایی

 

 

(1) مقدمه 
دکتر آذرخش مکری در چند سال اخیر به یکی از چهره‌های معتبر و تأثیرگذار در عرصۀ کتاب‌های غیر داستانی مربوط به سلامت روان و شخصیت انسانی تبدیل شده است. به نظر من توجه زیادی که به کارهای دکتر مکری در ده سال اخیر شده است نشان از تغییری مهم در عرصۀ فکری - فرهنگی - روشنفکری می‌دهد. برخلاف روشنفکران کلاسیک ایرانی بعد از انقلاب اسلامی یعنی عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، سید جواد طباطبایی، محمد مجتهد شبستری، یوسف ابازدی، داریوش شایگان و داریوش آشوری که فلسفه خوانده یا متخصص در شاخه‌های دیگر  علوم انسانی هستند، دکتر مکری، پزشک یعنی روان‌پزشک است و از علوم تجربی طبیعی پا به عرصۀ فکری - فرهنگی گذاشته است. او کم‌تر اهل نوشتن و بیش‌تر اهل سخنرانی است.

بیش‌تر فعالیت‌های او در شبکه‌های اجتماعی است. اهل جار و جنجال نیست و میانه‌ای با مناظره و گفت و گو با اندیشمندان و متخصصان دیگر ندارد. علاوه بر این تقریبً هیچ چیز از شاخص‌های فرهنگ خودمان نمی‌گوید و شارح آرای مؤلفانی است که کتاب‌های آن‌ها را بررسی می‌کند. علاقمندی جدی به آن‌چه بر انسان و نسبتش با جامعه و فرهنگی و تاریخ و رنج‌هایش می‌گذرد، اتخاذ زبانی قابل فهم و صمیمی، توجه به نیازهای مخاطبان، جدی گرفتن بازخورهایی که از مخاطبان می‌گیرد، توجه جدی به گسترش گام به گام کارهایش، تواضع فکری و دوری از فضل فروشی و القای دانای کل، انصاف فکری و عاقبت سخاوت کم‌نظیر در اشاعۀ دانش و آن‌چه می‌داند هم‌اکنون از او چهره‌ای برجسته در ساحت فرهنگ و اندیشه ایران زمین ساخته‌اند.

با احترام به این خصلت‌ها در صدد هستم یکی از مضامینی را که وی بدان‌ها پرداخته است برجسته کنم و ضمن توضیحی مختصر در باب آن، نکاتی هم بدان‌ها اضافه کنم. توجه به کارهای او به نظرم نشانۀ خوبی از حضور چهره‌های جدید فکری - فرهنگی هستند که با نخبگان کلاسیک در دو سدۀ اخیر تمایز هایی جدی دارند. به تعبیر دیگر، در کنار همۀ تغییرات اجتماعی و فرهنگی که در ایران عزیزمان مشاهده می‌شود ظهور این چهره‌های جدید فکری - فرهنگی را هم باید جدی گرفت. موضوعی که انتخاب کرده‌ام کمال‌گرایی است که دکتر مکری در قالب معرفی آثار زیادی بدان پرداخته است اما مدون‌ترین آن‌ها، مطالبی است که در قالب 12 ویدیو در حدود سه سال پیش ارایه کرده است. هرکدام از این ویدیوها در حدود 20 دقیقه هستند. من سعی می‌کنم در ابتدا خلاصه‌ای از این دوازده جلسه ارایه کنم و بعد از آن نکاتی در مورد آن‌ها گوشزد نمایم.

 


(2) کمال‌گرایی 

کمال‌گرایی برای دکتر مکری راهی برای فهم این پرسش است که انسان‌ها چگونه می‌توانند تلاش و حرکت کنند. به تعبیر دیگر، کمال‌گرایی با بحث اراده آزاد و شیوه‌های تغییر انسان و اضطراب‌های انسانی و بسیاری از مضامین انسانی دیگر در پیوند است. سه کتاب معرفی می‌کند که کتاب‌هایی مرجع در این زمینه هستند یکی روان‌شناسی کمال‌گرایی (2018) تدوین یواخین استوبر است. دیگری کمال‌گرایی (2017) تدوین پائول هویت و گوردن فلت که پرسشنامه معروفی هم در زمینۀ کمال‌گرایی دارند که به نام خودشان مشهور است. هم‌چنین کتاب کمال‌گرایی سلامت و زندگی خوب (2015 ) تدوین فوشیا سیرویس و دانیل موهنار.

بسیاری از مقالات این سه کتاب البته نویسندگان مشترکی دارند. در ابتدا او کمال‌گرایی را به‌درستی فراتر از حرکت‌های وسواسی - جبری در نظر می‌گیرد.کمال‌گرایی  را به دو نوع کمال‌گرایی مفید و غیرمفید تقسیم می‌کند و ریشه‌های آن‌ها را به کارن هورنای و آلفرد آدلر بر می‌گرداند. برای هورنا باید های غیرواقعی دلیل کمال‌گرایی است جایی که آدلر کم و بیش میان دو نوع سالم و غیر سالم کمال‌گرایی تمایز قایل می شود. توجه به این بایدها نزد آلبرت الیس و آرون بک که پیشتازان سی بی تی یعنی درمان شناختی - رفتاری هستند هم برجسته است. اساس کمال‌گرایی غیر مفید بر توقع بیشتر از آنچه برای زندگی لازم است متکی است. فراست که یکی از نظریه‌پردازان جدی در این زمینه است بر استانداردهای فردی، نگرانی دربارۀ اشتباه‌ها، تردید در باب اعمال انتظارات والدین، سرزنش توسط والدین و سازماندهی به عنوان علل و ستون های اصلی کمال‌طلبی یاد می‌کند. یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی که دو نوع سالم و غیرسالم کمال‌طلبی را از هم جدا می‌کند توجه به این نکته است که ما کمال را برای خودمان می‌خواهیم یا برای آن‌که دیگران ما را ارزشمند بپندارند. با وجود ابهام ها و پرسش‌هایی که در این زمینه وجود دارد و این که تا چه اندازه و چگونه می تواند تمایز میان آنچه خود می‌خواهیم و آنچه تحمیل بیرون است تعریف شود او این تمایز را مفید و موثر می‌داند.

زیستن اصیل و مطلوب را هم مبتنی بر نوع اول محرک ها یعنی محرک های خودجوش معرفی می کند. به تعبیر خودش، حس خوشبختی با این معیار های درونی ارتباطی مستقیم دارد. از جهت فرگشتی، او نوع بدخیم کمال‌گرایی را  گونه‌ای خطای شناختی - تکاملی می داند که مغز و ذهن ما در جهانی که باید هدفشان حل مسایل باشد و نه بهترین بودن و بهترین شدن شدن صورت می‌دهند. این نوع بدخیم کمال‌گرایی اگر ادامه یابد می تواند به صورت اعتیاد فکری - رفتاری هم خودش را به ما نشان دهد. هنگامی که سخن از باورهای نادرستی است که کمال‌گرایی بدخیم را دامن می زند بر آرای بک و الیس تکیه می کند.

بر طبق دیدگاه این دو، نقطۀ مقابل بهترین، خوب نیست بدترین است. به تعبیر دیگر، این دو، تفکر همه یا هیچ را برجسته می کنند که به کمال‌گرایی بدخیم پهلو می زند. هرچند ممکن است رفتار کمال‌گرایانه در یک زمینه به معنای دیگر انواع رفتار کمال‌گرایانه در عرصه های دیگر نیست. کمال‌گرایی هم‌چنین با این مشی انسانی بهتر می‌تواند شناخته شود که خطاهای انسانی بیشتر در ذهن و زبان ما می‌کاند. بنابراین ما به جد و با شدت نسبت به خطاهای خود حساس می‌شویم و همین یکی از مبانی شناختی کمال‌گرایی این است. به تعبیر دیگر، یکی از محرک های اصلی کمال‌گرایی باور به فاجعه آمیز بودن اشتباه و ترس از مرتکب شدن بدان است. هم‌چنان‌که نادیده گرفتن نیازهای کودک از سوی والدین را در این زمینه بسیار مهم می‌داند و اضطراب و نادیده گرفته شدن کودک را دلیل اصلی کمال‌گرایی بدخیم ارزیابی می‌کند. او هم‌چنین  به نقش توقعات والدین در کمال‌گرایی بدخیم می پردازد. تأثیر نظام سیاسی سرمایه‌داری و همچنین شبکه های اجتماعی را هم در این زمینه مهم می‌داند. برای مدیریت آن بر فرایند درونی ساز، پرهیز از باورهای مشکل زا و عدم استفاده از اجتناب و عدم تمرکز بر اشتباهات و اجتناب از سرزنش خود و تمرکز بر عمل و کوشش مثبت تأکید می کند.

 


(3) مؤخره 

به چندین نکته اشاره می‌کنم که تصور می‌کنم می‌توانند کمک کنند بهتر آن‌چه دکتر مکری در مورد کمال‌گرایی می‌گوید و هم‌چنین کل طرح پژوهشی وی را بفهمیم.

اول این‌که حقیقتاً کار دکتر مکری در زمینۀ کمال‌گرایی در زبان فارسی بی‌نظیر است. بی‌نظیر به این معنا که در زبان فارسی کسی را نمی‌بینیم که با این دقت و توجه این مفهوم را مورد توجه قرار داده باشد لااقل در مقام گفتار. این مجموعه، آرا و رویکردهای مهم در زمینۀ کمال‌طلبی را برجسته می‌کند و هرچند خود مدعی است که این آرا مستقیما نمی‌توانند راه‌کاری برای مدیریت کمال‌طلبی باشند نکات بسیاری برای مدیریت نوع بدخیم کمال‌گرایی برجسته می‌کنند. در مورد نقاط قوت کارهای دکتر مکری بسیار گفته شده است و خودم هم در این مجال به مواردی اشاره کردم. از بسط این‌ها می‌گذرم و به مواردی اشاره می‌کنم که تصور می‌کنم توجه به آن‌ها می‌توانند کار وی را بهتر از آن‌چه است بکنند.

دوم. یکی از مهم ترین تمایزها میان انواع کمال‌گرایی با تمایز میان OCD ، OCPD و Perfectionism خود را نشان می‌دهد. توضیح اینکه OCD همان اختلال وسواسی - جبری است و OCPD اختلال شخصیت وسواسی - جبری است و Perfectionism هم کمال‌طلبی. به نظرم توجه به این سه مفهوم به دکتر مکری این مجال را می‌داد که بحث خود را به شکل منظم‌تری پیش ببرد. او به این تمایز اشاره نمی کند و به همین جهت بارها و بارها مجبور می شود توضیح دهد نوع سمی و غیرسمی کمال‌گرایی چه تفاوت هایی با هم دارند و چرا مثلاً OCD  از جنس OCPD نیست.

سوم. بی‌نظمی به نظرم یکی از مهم‌ترین ضعف‌های کار دکتر مکری است. او در حال صحبت از دلایل و علل کمال‌گرایی است که به صورت ناگهانی صحبت از نشانه های آن شروع می شود. نشانه ها خود تلفیقی از علل و نشانه ها و نتایج ناخواسته هستند. در جلسه بعد دوباره صحبت از علل و دلایل شروع می شوند. در این زمینه در میانۀ صحبت از دو نوع کمال‌گرایی بدخیم و خوش خیم سخن می‌رود و سررشتۀ بحث گم می‌شود. به نظرم دلیل اصلی آن است که دکتر مکری بر مواد اولیه‌ای که تهیه می‌کند کار نمی‌کند و به تعبیر دیگر وقت ندارند این موارد خام را به شکل منضبط  تهیه و ارایه کند. اگر این کار صورت می‌گرفت به نظرم کل این 12 ویدیو که بیش از 4 ساعت ارائه شده می‌توانست حداکثر در 2 ساعت به صورت دقیق ارائه شود. به نظرم بسیاری از ویدیوهای دیگر دکتر مکری هم از این نقیصه رنج می‌برند.

چهارم. مقایسۀ کارهای مکری با یک پادکست خیلی موفق در زبان انگلیسی یعنی Huberman Lab  می تواند قابل تأمل باشد. کاری که هوبرمن با یک  مجموعه بسیار حرفه ای و با یک شریک تجاری انجام می دهد دکتر مکری مجبور است به تنهایی انجام دهد. می‌دانم این قیاس قیاس مع الفارق باشد اما به نظرم دکتر مکری می‌تواند از افرادی دیگر برای کار ارزشمندی که تاکنون انجام داده کمک بگیرد نه فقط در زمینه های فنی که تصور می کنم در سال های اخیر این کار را انجام داده است که در زمینه محتوایی و تهیه مطالب. همکاران و متخصصانی هستند که می‌توانند به وی در این زمینه یاری برسانند. به نظرم اهدافی که دکتر مکری پی گیری می‌کند به صورت یک حرکت فردی قابل تحقق نیست. من همیشه گفته ام ما در کنار مهارت های زیادی که باید کسب کنیم یک مهارت را هم باید داشته باشیم و آن مهارت درخواست کمک از دیگران است. برای کار مهم و جدی مکری به نظرم برخی حاضرند به وی در این زمینه کمک کنند.

پنجم. خوانش دکتر مکری از آلبرت الیس و ۀرون بک هم به نظرم دقیق نیست یا به تعبیر او قضاوت‌های عجولانه‌ای در مورد آن‌ها صورت می‌دهد. به طور مثال، در جایی آلیس را فردی عمیق تر از بک در زمینۀ رگه‌ها و ریشه‌های  شناختی کمال‌گرایی می داندو در جایی دیگر آرون بک را در این زمینه عمیق‌تر می‌داند.

ششم. با وجود این، اگر بخواهم به این پرسش پاسخ دهم که مهم‌ترین ضعف دکتر مکری در این مجموعه خوب و عمیق در زمینه کمال‌طلبی چیست، به نظرم باید به توجه اندک به اضطراب به عنوان مهم‌ترین دلیل کمال‌طلبی اشاره کنیم. به تعبیر دیگر، در این بستر کمال‌گرایی یک رفتار ایمن ساز در قبال اضطراب های مزمنی است که ما از کودکی در زندگی خود حس می‌کنیم. نه این‌که وی به این موضوع در این مجموعه ویدویوها اشاره نکرده باشد ولی به نظرم بحث او در این زمینه نیازمند بسط جدی‌تر و عمیق‌تری است. توضیح نمی‌دهد چگونه اضطراب می‌تواند به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل و علل کمال‌گرایی وارد عمل شود هم‌چنان‌که توضیح همه جانبه‌ای در مورد رفتارهای ایمن‌ساز که کمال‌گرایی از جمله آن ها است ارایه نمی‌کند. به طور مثال، اشاره ای به راهکارهای اجتنابی  می کند اما از رفتارهای ایمن‌ساز که اجتنابی نیستند بلکه از جنس برگشتن به منشای اضطراب هستند ( Approach safety behaviors) صحبت نمی کند. توضیح اینکه رفتارهای ایمن ساز هم به شکل اجتنابی و هم به صورت ایجابی  می توانند بروز و نمود داشته باشند.

فایل صوتی نگاهی به مجموعه سخنرانی‌های دکتر آذرخش مکری در مورد کمال‌گرایی - سخنران دکتر حسین کاجی - مژده کتاب (60)